برگه آزمایشی

در این گفت‌وگوی با دکتر مهدی پاک‌ فطرت درباره نقش فن بیان، ارائه و مهارت‌های ارتباطی در مسیر دانشگاه تا بازار کار می پردازیم.

به گزارش خبر یک شیراز، دانشگاه قرار نیست فقط محل یادگیری چندین درس تخصصی باشد. دانشجو در سال‌های دانشگاه، علاوه بر دانش تخصصی، مهارت‌هایی را یاد می‌گیرد که بعدها در محیط کار، جلسات، مصاحبه‌های شغلی، ارائه‌ها و ارتباطات حرفه‌ای به آنها نیاز پیدا خواهد کرد.

یکی از این مهارت‌ها، توانایی صحبت کردن و انتقال مؤثر دانسته‌هاست؛ مهارتی که گاهی در سایه نمره، معدل و موفقیت ‌های علمی قرار می‌گیرد، اما در دنیای واقعی می‌تواند نقش مهمی در دیده شدن توانایی‌های فرد داشته باشد.

در همین زمینه با دکتر مهدی پاک‌ فطرت، مدرس فن بیان، سخنوری و مهارت‌های ارتباطی ، گفت‌وگویی داشته‌ایم. محمد مهدی پاک‌فطرت علاوه بر فعالیت حرفه‌ای در حوزه آموزش فن بیان، سال‌ها در فضای دانشگاهی به عنوان مدرس حضور داشته و همین تجربه باعث شده از نزدیک با چالش‌های ارتباطی دانشجویان مواجه باشد.

آقای دکتر پاک ‌فطرت، شما سال‌هاست در دانشگاه تدریس می‌کنید. مهم‌ترین مسئله ارتباطی دانشجویان که در این سال‌ها دیده‌اید چیست؟

اگر بخواهم یک مورد را انتخاب کنم، باید بگویم فاصله میان «دانستن» و «توانستنِ انتقال دادن.»

من در طول حدود ۹ سال فعالیت دانشگاهی، با دانشجویان زیادی مواجه بوده‌ام که از نظر علمی توانمند هستند، مطالعه می‌کنند، مسئله را خوب می‌فهمند و حتی گاهی دانش تخصصی بسیار خوبی دارند؛ اما وقتی از آنها خواسته می‌شود همین دانش را برای دیگران توضیح دهند، ناگهان با چالش مواجه می‌شوند.

این موضوع در ارائه‌های کلاسی بسیار خودش را نشان می‌دهد.

دانشجو ممکن است برای یک موضوع ساعت‌ها مطالعه کرده باشد، اما وقتی جلوی کلاس قرار می‌گیرد، یا بیش از حد به متن وابسته می‌شود، یا با سرعت زیاد صحبت می‌کند، یا صدایش یکنواخت می‌شود، یا نمی‌تواند بین بخش‌های مختلف صحبتش ارتباط ایجاد کند.

در چنین شرایطی، مشکل الزاماً کمبود دانش نیست.

گاهی مشکل این است که فرد مهارت انتقال دانش را یاد نگرفته است.

من بارها دیده‌ام دانشجویی که از نظر علمی سطح خوبی دارد، در ارائه آن‌قدر مضطرب می‌شود که بخش زیادی از توانایی واقعی‌اش دیده نمی‌شود.

این همان جایی است که فن بیان دانشجویان اهمیت پیدا می‌کند.

—

یعنی از نگاه شما فن بیان می‌تواند روی موفقیت تحصیلی دانشجو هم تأثیر بگذارد؟

من ترجیح می‌دهم با احتیاط درباره رابطه علت و معلولی صحبت کنیم.

فن بیان قرار نیست معدل یک دانشجو را به شکل جادویی بالا ببرد یا جای مطالعه و دانش تخصصی را بگیرد.

اما دانشجو در دانشگاه فقط با امتحان کتبی ارزیابی نمی‌شود.

ارائه کلاسی، دفاع از یک ایده، مشارکت در بحث، صحبت با استاد، کار گروهی و حتی ارتباط گرفتن با سایر دانشجویان، بخش‌هایی از زندگی دانشگاهی هستند که در آنها مهارت ارتباطی اهمیت پیدا می‌کند.

ممکن است دو دانشجو از نظر دانش تخصصی تقریباً در یک سطح باشند، اما یکی بتواند ایده‌اش را روشن و منظم توضیح دهد و دیگری نتواند.

طبیعی است که در چنین شرایطی، توانایی نفر اول بیشتر دیده شود.

این موضوع بعدها در محیط حرفه‌ای نیز اهمیت پیدا می‌کند.

در بازار کار، معمولاً صرفاً از شما نمی‌پرسند «چه می‌دانید؟»

بسیاری از موقعیت‌ها نیاز دارند که بتوانید توضیح دهید چه می‌دانید، چه مسئله‌ای را حل کرده‌اید و چرا دیدگاه شما ارزشمند است.

بنابراین من فن بیان را مکمل دانش تخصصی می‌دانم، نه جایگزین آن.

—

شما درباره ارتباط دانشجویان با استادان هم صحبت کرده‌اید. فن بیان در این بخش چه نقشی دارد؟

یکی از نکاتی که همیشه به دانشجویان می‌گویم این است که محترمانه صحبت کردن با مؤثر صحبت کردن تفاوت دارد.

ممکن است یک دانشجو بسیار مؤدب باشد اما نتواند سؤالش را دقیق مطرح کند.

یا برعکس، سؤال خوبی داشته باشد اما آن را با لحن یا ساختاری بیان کند که باعث سوءتفاهم شود.

دانشجو باید یاد بگیرد چگونه یک سؤال را کوتاه و دقیق مطرح کند، چگونه درخواستش را توضیح دهد و چگونه در صورت مخالفت، بدون وارد شدن به فضای تنش‌آمیز گفت‌وگو را ادامه دهد.

اینها همه بخشی از مهارت ارتباطی هستند.

حتی یک ایمیل دانشگاهی، یک پیام کاری، یک گفت‌وگوی کوتاه با استاد یا یک جلسه گروهی، می‌تواند محل استفاده از همین مهارت‌ها باشد.

در واقع، فن بیان فقط روی صحنه اتفاق نمی‌افتد.

بخش زیادی از فن بیان در همان گفت‌وگوهای روزمره‌ای اتفاق می‌افتد که شاید ما اصلاً آنها را «سخنرانی» حساب نکنیم.

—

یکی از موضوعاتی که درباره دانشجویان روی آن تأکید دارید، شبکه‌سازی است. ارتباط آن با فن بیان چیست؟

شبکه‌سازی یا Networking یکی از موضوعاتی است که به نظرم دانشجویان باید خیلی زودتر با آن آشنا شوند.

البته شبکه‌سازی را نباید با ارتباط گرفتن صرفاً برای منفعت شخصی اشتباه گرفت.

وقتی دانشجو در یک محیط دانشگاهی قرار دارد، با افراد مختلفی مواجه می‌شود؛ استادان، دانشجویان دیگر، فارغ‌التحصیلان، فعالان حوزه تخصصی و افرادی که ممکن است بعدها همکار یا شریک حرفه‌ای او شوند.

اما اگر فرد نتواند خودش را معرفی کند، درباره علایق و توانایی‌هایش صحبت کند یا یک گفت‌وگوی حرفه‌ای را شروع و ادامه دهد، ممکن است فرصت‌های ارتباطی ارزشمندی را از دست بدهد.

من در فضای دانشگاه بارها دانشجویانی را دیده‌ام که از نظر علمی توانمندند، اما در ارتباط گرفتن با دیگران بسیار محدود عمل می‌کنند.

در مقابل، دانشجویی را می‌بینیم که شاید در ابتدای مسیر از نظر علمی متوسط باشد، اما خوب سؤال می‌پرسد، خوب گوش می‌دهد، خودش را درست معرفی می‌کند و می‌تواند درباره علاقه‌مندی‌هایش صحبت کند.

این فرد به مرور فرصت‌های بیشتری برای ارتباط پیدا می‌کند.

البته باز هم تأکید می‌کنم که فن بیان به تنهایی موفقیت شغلی نمی‌سازد؛ اما می‌تواند کمک کند توانایی واقعی فرد بهتر دیده و منتقل شود.

—

دکتر پاک فطرت، اگر بخواهیم درباره «اعتماد به ‌نفس» صحبت کنیم، آیا تمرین فن بیان می‌تواند به دانشجو کمک کند؟

بله، اما باید تعریف درستی از اعتماد به ‌نفس داشته باشیم.

گاهی به دانشجو می‌گوییم: «اعتمادبه‌نفس داشته باش.»

اما این جمله به تنهایی تمرین نیست.

اگر دانشجو نمی‌داند چگونه شروع کند، چگونه ساختار بدهد، کجا مکث کند، چطور تماس چشمی برقرار کند یا با اضطرابش کنار بیاید، صرفاً گفتن «اعتمادبه‌نفس داشته باش» کمکی نمی‌کند.

من معتقدم افزایش اعتمادبه‌نفس در بسیاری از مهارت‌ها از تجربه موفقیت‌های کوچک شکل می‌گیرد.

مثلاً دانشجو ابتدا یک ارائه دو دقیقه‌ای انجام دهد.

بعد بازخورد بگیرد.

اشکالاتش را اصلاح کند.

دوباره اجرا کند.

بعد ارائه پنج دقیقه‌ای داشته باشد.

این روند باعث می‌شود فرد به تدریج تجربه کند که «من می‌توانم از پس این موقعیت بربیایم.»

بنابراین اعتمادبه‌نفس فقط یک حالت ذهنی نیست؛ تجربه و تمرین هم در شکل‌گیری آن نقش دارند.

در دوره های فن بیانم در شیراز بارها در کاهش استرس و تکنیک هاش تاکید میکنم که نقش به سزایی در افزایش اعتماد بنفس صحبت کردن در جمع داره.

—

به نظر شما دانشجوها بیشتر از چه چیزی در ارائه‌های کلاسی آسیب می‌بینند؟

یکی از مشکلات رایج، متن‌محوری بیش از حد است.

دانشجو یک متن کامل آماده می‌کند و در زمان ارائه تلاش می‌کند همان متن را کلمه به کلمه اجرا کند.

نتیجه معمولاً این است که ارتباط با مخاطب کاهش پیدا می‌کند.

من ترجیح می‌دهم دانشجو ساختار ارائه را بداند، نه اینکه اسیر متن باشد.

باید بداند:

موضوع چیست؟

مسئله چیست؟

سه یا چهار نکته اصلی من چیست؟

مثال من چیست؟

در پایان مخاطب باید چه چیزی را به خاطر بسپارد؟

وقتی ساختار در ذهن فرد باشد، آزادی بیشتری برای ارتباط با مخاطب خواهد داشت.

موضوع دیگری که زیاد می‌بینم، سرعت بالای صحبت کردن است.

دانشجو به دلیل استرس می‌خواهد هرچه سریع‌تر ارائه را تمام کند.

اما سرعت زیاد باعث می‌شود کلمات و جملات فرصت کافی برای پردازش نداشته باشند.

مکث‌های درست، تغییر سرعت، تأکید روی واژه‌های مهم و تغییر لحن می‌تواند ارائه را بسیار قابل‌فهم‌تر کند.

—

آیا آموزش فن بیان به دانشجویان باید با آموزش عمومی آن متفاوت باشد؟

قطعاً.

اصول پایه مشترک هستند، اما نیاز مخاطب باید مشخص شود.

دانشجو بیشتر با ارائه کلاسی، دفاع از پروژه، گفت‌وگو با استاد، مصاحبه شغلی، کار گروهی و ارتباط حرفه‌ای مواجه است.

بنابراین آموزش برای او باید به سمت این موقعیت‌ها برود.

برای مثال، در یک دوره آموزشی می‌توانیم از دانشجو بخواهیم خودش را در ۳۰ ثانیه معرفی کند.

بعد یک ارائه سه دقیقه‌ای داشته باشد.

بعد از او بخواهیم درباره یک موضوع تخصصی برای فردی غیرمتخصص توضیح دهد.

این تمرین آخری بسیار مهم است.

چون یک متخصص واقعی فقط کسی نیست که خودش موضوع را می‌فهمد؛ باید بتواند آن را برای مخاطب مناسب هم قابل فهم کند.

این نگاه، بخشی از چیزی است که من در آموزش‌های خودم دنبال می‌کنم.

چه در فن بیان شیراز و چه در دوره‌هایی که برای گروه‌های مختلف برگزار می‌کنم، همیشه تلاش می‌کنم مهارت‌ها از حالت تئوری خارج شوند و به تمرین واقعی برسند.

—

شما در کنار دانشجویان، با مدیران و افراد شاغل هم کار کرده‌اید. آیا چالش دانشجو و مدیر در فن بیان شبیه هم است؟

در بعضی اصول مشترک هستند، اما موقعیت متفاوت است.

دانشجو ممکن است دغدغه ارائه کلاسی یا مصاحبه شغلی داشته باشد؛ مدیر ممکن است هر روز با جلسه، مذاکره، کارکنان، مراجعان و سخنرانی مواجه باشد.

برای مدیر، فن بیان مدیران و سخنوری مدیران بیشتر با تصمیم‌گیری، رهبری ارتباطی و انتقال پیام گره خورده است.

اما یک نقطه مشترک وجود دارد:

هر دو باید بتوانند پیام خود را متناسب با مخاطب منتقل کنند.

به همین دلیل من همیشه با این تصور که «فن بیان یعنی زیبا حرف زدن» مشکل دارم.

فن بیان یعنی بتوانیم در موقعیت مناسب، برای مخاطب مناسب، با هدف مشخص، پیام مناسب را درست منتقل کنیم.

ممکن است یک جمله در کلاس دانشگاه مناسب باشد و همان جمله در یک جلسه مدیریتی مناسب نباشد.

این تفاوت را باید شناخت.

—

شما را به عنوان یکی از مدرسان با تجربه و فعال حوزه فن بیان در شیراز و استان فارس می‌شناسند. با توجه به تجربه دانشگاهی‌تان، فکر می‌کنید دانشگاه‌ها چقدر باید به این مهارت‌ها توجه کنند؟

به نظرم باید جدی‌تر از گذشته به آنها توجه شود.

البته دانشگاه وظیفه اصلی خودش را که آموزش و تولید دانش است نباید فراموش کند.

اما دانشجو در نهایت قرار است وارد جامعه و محیط حرفه‌ای شود.

اگر یک دانشجوی مهندسی، پزشکی، مدیریت، علوم انسانی یا هر رشته دیگری نتواند دانش خودش را ارائه کند، در یک جلسه صحبت کند، با دیگران همکاری کند یا از ایده‌اش دفاع کند، بخشی از آمادگی حرفه‌ای او ناقص خواهد بود.

من این را در تجربه دانشگاهی خودم به خوبی دیده‌ام.

دانشجویی که امروز باید یک پروژه را برای استاد توضیح دهد، ممکن است چند سال بعد لازم باشد همان پروژه را برای یک کارفرما، مدیر یا تیم تخصصی ارائه کند.

موقعیت عوض شده، اما اصل مهارت یکی است:

توانایی انتقال مؤثر دانش.

به نظرم آموزش مهارت‌های ارتباطی نباید فقط زمانی شروع شود که فرد وارد بازار کار شده است.

دانشگاه فرصت بسیار خوبی برای تمرین این مهارت‌هاست، چون فرد می‌تواند در محیطی نسبتاً امن، اشتباه کند، بازخورد بگیرد و بهتر شود.

—

اگر یک دانشجوی جوان همین امروز بخواهد روی فن بیان خودش کار کند، پیشنهاد شما چیست؟

من پنج کار ساده پیشنهاد می‌کنم.

اول، هر هفته حداقل یک بار خودش را در حال صحبت کردن ضبط کند.

دوم، یک موضوع تخصصی را انتخاب کند و تلاش کند آن را در یک دقیقه برای یک فرد غیرمتخصص توضیح دهد.

سوم، در کلاس فقط شنونده نباشد و حداقل گاهی سؤال بپرسد یا در بحث مشارکت کند.

چهارم، روی مکث، سرعت و لحن خودش کار کند.

و پنجم، ارائه‌های دیگران را با نگاه تحلیلی ببیند.

یعنی فقط نگوید «فلانی خوب صحبت کرد.»

از خودش بپرسد:

چطور شروع کرد؟

چطور توجه مخاطب را گرفت؟

کجا مکث کرد؟

چه زمانی سرعتش را تغییر داد؟

چطور مطلب را جمع‌بندی کرد؟

این نگاه تحلیلی به مرور مهارت فرد را بالا می‌برد.

—

و در پایان، اگر بخواهید یک پیام به دانشجویان بدهید، چه می‌گویید؟

به دانشجویان می‌گویم:

دانش شما زمانی ارزش اجتماعی و حرفه‌ای بیشتری پیدا می‌کند که بتوانید آن را به دیگران منتقل کنید.

قرار نیست همه سخنران حرفه‌ای شوند.

قرار نیست همه روی صحنه بروند.

اما تقریباً همه ما در مقطعی از زندگی باید ایده‌ای را توضیح دهیم، از یک نظر دفاع کنیم، خودمان را معرفی کنیم، در یک جلسه صحبت کنیم، با فردی جدید ارتباط بگیریم یا در یک مصاحبه شغلی درباره توانایی‌هایمان حرف بزنیم.

پس یادگیری فن بیان، فقط برای کسی نیست که می‌خواهد سخنران شود.

برای دانشجویی که می‌خواهد در آینده متخصص خوبی باشد هم اهمیت دارد.

منه مهدی پاک‌ فطرت ، در سال‌های تدریس دانشگاهی و آموزش فن بیان، بارها دیده‌ام که یک تغییر کوچک در نحوه ارائه و ارتباط یک فرد می‌تواند باعث شود توانایی‌هایی که قبلاً دیده نمی‌شدند، بهتر دیده شوند.

و شاید مهم‌ترین نکته همین باشد:

فن بیان قرار نیست شما را فرد دیگری کند؛ قرار است کمک کند آنچه واقعاً هستید، بهتر دیده و شنیده شود.

در نهایت، از نگاه من محمد مهدی پاک‌فطرت، فن بیان نه یک مهارت تجملی و نه صرفاً ابزاری برای سخنرانی است؛ بلکه یکی از مهارت‌های کاربردی زندگی دانشگاهی و حرفه‌ای است؛ مهارتی که با آموزش درست، تمرین و بازخورد می‌تواند رشد کند.

لیست مطالب